تبليغاتX
غزلیات مولانا
غزل مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا
سلام
بدون شرح:

اي نوبهار عاشقان داري خبر از يار ما * اي از تو آبستن چمن و اي از تو خندان باغها
..........................
اي بادهاي خوش نفس عشاق را فرياد رس * اي پاكتر از جان و جا آخر كجا بودي كجا
..........................
اي فتنه روم و حبش حيران شدم كين بوي خوش * پيراهن يوسف بود يا خود روان مصطفي
..........................
اي جويبار راستي از جوي يار ماستي * بر سينه ها سيناستي بر جانهايي جان فزا
..........................
اي قيل و اي قال تو خوش و اي جمله اشكال تو خوش * ماه تو خوش سال تو خوش اي سال و مه چاكر ترا
..........................

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 21:32  توسط بهنام کشانی | 
با عرض سلام
به طور قطع هیچ کس معانی تمام کلماتی که در زبان فارسی وجود داشته و حتی دارد را نمی داند ، از این رو مطالب این وبلاگ نیز که همه شعر و اصطلاحات عرفانی است ممکن است برای بعضی از دوستان دشوار بنماید و یقینا مراجعه به فرهنگ لغت نیز کاری بس دشوار است.
از این رو در این نوشتار در نظر دارم تا یک وب سایت را معرفی نمایم که دو فرهنگ لغت معین و دهخدا را با امکان جست و جو در میان واژگان به صورت آنلاین فراهم آورده است.
دوستان می توانند بسیار سریع به معانی واژگانی که در غزل ها و یا بعضا در مقالات دیگر آمده است دسترسی داشته باشند.
آدرس این سایت:
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 2:18  توسط بهنام کشانی | 
سلام به همه دوستاران مولانا و دوستان عزیز که با نظراتشون هر روز بر انگیزه بنده می افزایند.
غزل امروز خیلی قشنگه ولی برای فهمیدنش حداقل سه - چهار بار باید بخونیدش.
امیدوارم لذت ببرید.

اي طوطي عيسي نفس وي بلبل شيرين نوا * هين زهره را كاليوه كن زان نغمه هاي جان فزا
..........................
دعوي خوبي كن بيا تا صد عدو و آشنا * با چهره اي چون زعفران با چشم تر آيد گوا
..........................
غم جمله را نالان كند تا مرد و زن افغان كند * كه داد ده ما را ز غم كوگشت در ظلم اژدها
..........................
غم را بدراني شكم با دور باش زير و بم * تا غلغل افتد در عدم از عدل تو اي خوش صدا
..........................
ساقي تو ما را ياد كن صد خيك را پر باد كن * ارواح را فرهاد كن در عشق آن شيرين لقا
..........................
چون تو سرافيل دلي زنده كن آب و گلي * در دم ز راه مقبلي در گوش ما نفخه خدا
..........................
ما همچو خرمن ريخته گندم به كاه آميخته * هين از نسيم باد جان كه را ز گندم كن جدا
..........................
تا غم بسوي غم رود خرم سوي خرم رود * تا گل بسوي گل رود تا دل برآيد بر سما
..........................
اين دانه هاي نازنين محبوس مانده در زمين * در گوش يك باران خوش موقوف يك باد صبا
..........................
تا كار جان چون زر شود با دلبران هم بر شود * پا بود اكنون سر شود كه بود اكنون كهربا
..........................
خاموش كن آخر دمي دستور بودي گفتمي * سري كه نفكندست كس در گوش اخوان صفا
..........................

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 1:53  توسط بهنام کشانی | 
بعضی از غزل ها را ترجیح میدم چیزی راجع بهش ننویسم چون با اطلاعات ناقصم می ترسم که از ارزش و اعتبار اون کم کنم.
اینم غزل دوم امشب:

مهمان شاهم هر شبي بر خوان احسان و وفا * مهمان صاحب دولتم كه دولتش پاينده با
..........................
بر خوان شيران يك شبي بوزينه اي همراه شد * استيزه رو گر نيستي او از كجا شير از كجا
..........................
بنگر كه از شمشير شه در قهرمان خون مي چكد * آخر چه گستاخي است اين والله خطا والله خطا
..........................
گر طفل شيري پنجه زد بر روي مادر ناگهان * تو دشمن خود نيستي بر وي منه تو پنجه را
..........................
آنكو ز شيران شير خورد او شير باشد نيست مرد * بسيار نقش آدمي ديدم كه بود آن اژدها
..........................
نوح ار چه مردم وار بد طوفان مردم خوار بد * گر هست آتش ذره اي آ ن ذره دارد شعله ها
..........................
شمشيرم و خون ريز من هم نرمم و هم تيز من * همچون جهان فانيم ظاهر خوش و باطن بلا
..........................


+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 2:6  توسط بهنام کشانی | 
سلام
با عرض شرمندگی به دلیلی نتونستم وبلاگ را دیشب آپدیت کنم.
برای همین امشب دو غزل میذارم.
غزل اول:

جز وي چه باشد كز اجل اندر ربايد كل ما * صد جان برافشانم برو گويم هنييا مرحبا
..........................
رقصان سوي گردون شوم زانجا سوي بيچون شوم * صبر و قرارم برده اي اي ميزبان زودتر بيا
..........................
از مه ستاره مي بري تو پاره پاره مي بري * گه شيرخواره مي بري گه مي كشاني دايه را
..........................
دارم دلي همچون جهان تا مي كشد كوه گران * من كه كشم كه كي كشم زين كاهدان واخر مرا
..........................
گر موي من چون شير شد از شوق مردن پير شد * من آردم گندم نيم چون آمدم در آسيا
..........................
در آسيا گندم رود كز سنبله زادست او * زاده مهم ني سنبله در آسيا باشم چرا
..........................
ني ني فتد در آسيا هم نور مه از روزني * زانجا بسوي مه رود ني در دكان نانبا
..........................
با عقل خود گر جفتمي من گفتنيها گفتمي * خاموش كن تا نشنود اين قصه را باد هوا
..........................

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 2:3  توسط بهنام کشانی | 
سلام

بدون شرح:

من از كجا پند از كجا باده بگردان ساقيا * آن جام جان افزاي را برريز بر جان ساقيا

..........................

بر دست من نه جام جان اي دستگير عاشقان * دور از لب بيگانگان پيش آر پنهان ساقيا

..........................

ناني بده نان خواره را آن طامع بيچاره را * آن عاشق نانباره را كنجي بخسبان ساقيا

..........................

اي جان جان جان جان ما نامديم از بهر نان * برجه گدارويي مكن در بزم سلطان ساقيا

..........................

اول بگير آن جام مه بر كفه آن پير نه * چون مست گردد پير ده رو سوي مستان ساقيا

..........................

رو سخت كن اي مرتجا مست از كجا شرم از كجا * ور شرم داري يك قدح بر شرم افشان ساقيا

..........................

برخيز اي ساقي بيا اي دشمن شرم و حيا * تا بخت ما خندان شود پيش آي خندان ساقيا

..........................

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 0:59  توسط بهنام کشانی | 

دکتر غلامرضا خاکی
مقدمه :روي آوري قشرهاي گوناگون جويندگان حقيقت در سراسر جهان به آثار مولانا، آدمي را به ياد آن مصرع خود او در ني نامه مي اندازد: كه جفت بدحالان و خوشحالان1 شده است، بدحالان و خوش حالاني كه هر يك از ظن خود يار2 او شده اند و هر يك به گوشه اي از ساحت روان او ورود كردهاند. خيل بي شمار مشتاقان، چاپ هاي متعدد آثار مولانا به زبانهاي گوناگون، برگزاري كنگره ها و سمينارها... در جهان اين سئوال را پيش مي آورد كه براستي در بازار نوفروشي3 مولانا چه متاعي عرضه مي شود كه اين همه بر گرد او جمع آمده اند و اين خريداران كالاي او چه كساني هستند، چه مي خواهند؟...

بي گمان اينان هر كه هستند آنانند كه در فرآيند طلب خويش ز هزار خم چشيده اند و همه را بيازموده اند4 و سرانجام به شراب سركش مولانا رسيده اند چرا كه به اين نتيجه رسيده اند بي مدد چون اويي، درهم ريختن ارزشها، اعتبارهاي جهان و فرو شدن به دريا و در پي گوهر حقيقت كاري آسان نيست.
[برای دیدن ادامه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید]

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 9:39  توسط بهنام کشانی | 
سلام بر تمامی دوستاران مولانا و عرفان.
امروز یکی از غزل های مولانا را میخوام بذارم که از طریق آلبوم "شور رومی" از استاد "شهرام ناظری" با اون آشنا شدم.این غزل یکی از فوق العاده ترین غزل هاست که استاد ناظری هم به بهترین شکل ممکن اون را اجرا کرده اند. لینک دانلود این تصنیف را در پایان مطلب میارم و پیشنهاد می کنم اون را در آرامش و با هدست یا هدفون با صدای نسبتا زیاد (برای اینکه صداهای اطراف مزاحم نباشه) و با چشم های بسته گوش کنید. نمی تونم توضیح بدم که چه حسی داره.....

شبي بربود ناگه شمس تبريز * ز من يكتا دوتايي من چه دانم
..........................
مرا گويي كرايي من چه دانم * چنين مجنون چرايي من چه دانم
..........................
مرا گويي بدين زاري كه هستي * به عشقم چون برايي من چه دانم
..........................
منم در موج درياهاي عشقت * مرا گويي كجايي من چه دانم
..........................
مرا گويي به قربانگاه جانها * نمي ترسي كه آيي من چه دانم
..........................
مرا گويي اگر كشته خدايي * چه داري از خدايي من چه دانم
..........................
مرا گويي چه مي جويي دگر تو * وراي روشنايي من چه دانم
..........................
مرا گويي ترا با اين قفس چيست * اگر مرغ هوايي من چه دانم
..........................
مرا راه صوابي بود گم شد * ار آن ترك خطايي من چه دانم
..........................
بلا را از خوشي نشناسم ايرا * بغايت خوش بلايي من چه دانم
..........................

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 1:24  توسط بهنام کشانی | 
سلام
اینم غزلی دومی که تو مطلب قبلی گفته بودم. یکی از دوستان برام نوشته که این آخرین غزلیه که مولاناست سروده:

از من گريز تا تو هم در بلا نيفتي * بگزين ره سلامت ترك ره بلا كن
..........................
ماييم و آب ديده در كنج غم خزيده * بر آب ديده ما صد جاي آسيا كن
..........................
خيره كشيست ما را دارد دلي چو خارا * بكشد كسش نگويد تدبير خونبها كن
..........................
بر شاه خوب رويان واجب وفا نباشد * اي زرد روي عاشق تو صبر كن وفا كن
..........................
درديست غير مردن آن را دوا نباشد * پس من چگونه گويم كين درد را دوا كن
..........................
در خواب دوش پيري در كوي عشق ديدم * با دست اشارتم كرد كه عزم سوي ما كن
..........................
گر اژدهاست بر ره عشقيست چون زمرد * از برق اين زمرد هي دفع اژدها كن
..........................
بس كن كه بي خودم من ور تو هنر فزايي * تاريخ بوعلي گو تنبيه بوالعلا كن
..........................
رو سر بنه به بالين تنها مرا رها كن * ترك من خراب شب گرد مبتلا كن
..........................
ماييم و موج سودا شب تا به روز تنها * خواهي بيا ببخشا خواهي برو جفا كن
..........................

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 1:44  توسط بهنام کشانی | 
سلام
این غزل و غزل فردا شب را به خاطر یکی دوستام که توی نظرات یک بیت از این دو غزل را نوشته بود،می گذارم.
غزل های فوق العاده ای هستند.

مرده بدم زنده شدم گريه بدم خنده شدم * دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم
..........................
ديده سيرست مرا جان دليرست مرا * زهره شيرست مرا زهره تابنده شدم
..........................
گفت كه ديوانه نه اي لايق اين خانه نه اي * رفتم ديوانه شدم سلسله بندنده شدم
..........................
گفت كه سرمست نه اي رو كه ازين دست نه اي * رفتم و سرمست شدم وز طرب آكنده شدم
..........................
گفت كه تو كشته نه اي در طرب آغشته نه اي * پيش رخ زنده كنش كشته و افكنده شدم
..........................
گفت كه تو زيرككي مست خيالي و شكي * گول شدم هول شدم وز همه بركنده شدم
..........................
گفت كه تو شمع شدي قبله اين جمع شدي * جمع نيم شمع نيم دود پراكنده شدم
..........................
صورت جان وقت سحر لاف همي زد ز بطر * بنده و خربنده بدم شاه و خداونده شدم
..........................
شكر كند كاغذ تو از شكر بي حد تو * كامد او در بر من با وي ماننده شدم
..........................
شكر كند خاك دژم از فلك و چرخ بخم * كز نظر و گردش او نور پذيرنده شدم
..........................
شكر كند چرخ فلك از ملك و ملك و ملك * كز كرم و بخشش او روشن بخشنده شدم
..........................
شكر كند عارف حق كز همه برديم سبق * بر زبر هفت طبق اختر رخشنده شدم
..........................
زهره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدم * يوسف بودم ز كنون يوسف زاينده شدم
..........................
از توام اي شهره قمر در من و در خود بنگر * كز اثر خنده تو گلشن خندنده شدم
..........................
باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان * كز رخ آن شاه جهان فرخ و فرخنده شدم
..........................
گفت كه شيخي و سري پيش رو و راه بري * شيخ نيم پيش نيم امر ترا بنده شدم
..........................
گفت كه با بال و پري من پر و بالت ندهم * در هوس بال و پرش بي پر و پركنده شدم
..........................
گفت مرا دولت نو راه مرو رنجه مشو * ز آنك من از لطف و كرم سوي تو آينده شدم
..........................
گفت مرا عشق كهن از بر ما نقل مكن * گفتم آري نكنم ساكن و باشنده شدم
..........................
چشمه خورشيد تويي سايه گه بيد منم * چونك زدي بر سر من پست و گدازنده شدم
..........................
تابش جان يافت دلم واشد و بشكافت دلم * اطلس نو بافت دلم دشمن اين ژنده شدم
..........................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 0:34  توسط بهنام کشانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود

در طـــلب زن دايما تو هر دو دست
كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت

لنگ و لوك و خفته‌شكل و بـي‌ادب
سوي او مي‌غـيژ و او را مي‌طــلب
----------------------------------------------
هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد
ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد


هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي
سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي


اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف
جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف

پیوندهای روزانه
فرهنگ لغت معین و دهخدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/12/22 - 87/12/30
87/12/08 - 87/12/14
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/09/22 - 87/09/30
87/07/01 - 87/07/07
87/06/22 - 87/06/31
87/06/05 - 87/06/21
87/06/08 - 87/06/14
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/04/05 - 87/04/21
87/03/22 - 87/03/31
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/08 - 87/01/14
87/01/01 - 87/01/07
86/12/22 - 86/12/29
86/12/05 - 86/12/21
86/12/08 - 86/12/14
86/12/01 - 86/12/07
آرشیو موضوعی
غزلیات
مباحثی در عرفان و مولانا
اخبار مرتبط با مولانا
پیوندها
زندگی خیلی زیباست
آوای چنگ
وبلاگینا
نقطه ته خط
کاملترین مرجع شعرها و عکس های عاشقانه
صدای سخن عشق
هر چی دلم بخواد
شیدایی
دل پناه
دل و دلدار
عالَم در طواف عشق است
مردی و مردونگی
زندگی زیباست
عاشق کوچک
گلهاااااااا......
دل تنها
نغمه دل
اشک های آسمان
ترنم باران
سیمرغ عشق
ستاره خاموش
حفاظ تلخ تنهایی
فریدون
بوی گل نرگس
سکوتی که میشنوید صدای فریاد من است
راز گل سرخ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
ادب کهن سرزمینم پارس
آسمان آبی
پلاس ديتا
وزن بودن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

Molananews.com