تبليغاتX
غزلیات مولانا
غزل مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا

رويش نديده پس مكنيدم ملامتي * ناديده حكم كردن باشد غرامتي
..........................
پروانه چون نسوزد چون شمع او بود * چون خم نياورم ز چنان سرو قامتي
..........................
آن مه اگر برآيد در روز رستخيز * برخيزد از ميان قيامت قيامتي
..........................
زان رو كه زهره نيست فلك را كه دم زند * در خود همي بسوزد دارد علامتي
..........................
گر حسن حسن اوست كجا عافيت كجا * با غمزه هاي آتش او كو سلامتي
..........................
هر دم دلم به عشق وي اندر حريص تر * هر دم ز عشق او دل من با سآمتي
..........................
يا هجر لم تقل لي بالله ربنا * هذا الصدود منك علينا الي متي
..........................
مي ترسم از فراق دراز تو سنگ دل * تا نشكند سبوي اميدم ز آفتي
..........................
اي آنك جبرئيل ز تو راه گم كند * با صبر تو ندارد اين چرخ طاقتي
..........................
دل را ببرد عشق كه تا سود دل كند * حاشا كه او كند طمعي يا تجارتي
..........................
عشق آن توانگريست كه از بس توانگري * دارد همي ز ريش فراغت فراغتي
..........................
از من مپرس اين وز عقل كمال پرس * كور است در عيار گهرها مهارتي
..........................
او نيز خود چه گويد ليكن به قدر خويش * كو در قدم بود حدثي نو طهارتي
..........................
عقل از اميد وصل چو مجنون روان شود * در عشق مي رود به اميد زيارتي
..........................
ور زانك درنيابد در ره كمال عشق * از پرتو شرارش يابد حرارتي
..........................
بادا ز نور عشق من و عقل كل را * زان شكر شگرف شفاي مرارتي
..........................
تا طعم آن حلاوت بر عاشقان زند * وز عاشقان برآيد مستانه حالتي
..........................
تبريز شمس دين كه بصيرت ازو بود * چون بر دلم رسيد سپاهش به غارتي
..........................

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 13:44  توسط بهنام کشانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود

در طـــلب زن دايما تو هر دو دست
كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت

لنگ و لوك و خفته‌شكل و بـي‌ادب
سوي او مي‌غـيژ و او را مي‌طــلب
----------------------------------------------
هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد
ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد


هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي
سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي


اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف
جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف

پیوندهای روزانه
فرهنگ لغت معین و دهخدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/12/22 - 87/12/30
87/12/08 - 87/12/14
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/09/22 - 87/09/30
87/07/01 - 87/07/07
87/06/22 - 87/06/31
87/06/05 - 87/06/21
87/06/08 - 87/06/14
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/04/05 - 87/04/21
87/03/22 - 87/03/31
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/08 - 87/01/14
87/01/01 - 87/01/07
86/12/22 - 86/12/29
86/12/05 - 86/12/21
86/12/08 - 86/12/14
86/12/01 - 86/12/07
آرشیو موضوعی
غزلیات
مباحثی در عرفان و مولانا
اخبار مرتبط با مولانا
پیوندها
زندگی خیلی زیباست
آوای چنگ
وبلاگینا
نقطه ته خط
کاملترین مرجع شعرها و عکس های عاشقانه
صدای سخن عشق
هر چی دلم بخواد
شیدایی
دل پناه
دل و دلدار
عالَم در طواف عشق است
مردی و مردونگی
زندگی زیباست
عاشق کوچک
گلهاااااااا......
دل تنها
نغمه دل
اشک های آسمان
ترنم باران
سیمرغ عشق
ستاره خاموش
حفاظ تلخ تنهایی
فریدون
بوی گل نرگس
سکوتی که میشنوید صدای فریاد من است
راز گل سرخ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
ادب کهن سرزمینم پارس
آسمان آبی
پلاس ديتا
وزن بودن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

Molananews.com