تبليغاتX
غزلیات مولانا
غزل مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا

دوش آن جانان ما افتان و خيزان يك قبا * مست آمد با يكي جامي پر از صرف صفا
..........................
جام مي مي ريخت ره ره زانك مست مست بود * خاك ره مي گشت مست و پيش او مي كوفت پا
..........................
صد هزاران يوسف از حسنش چو من حيران شده * ناله مي كردند كي پيداي پنهان تا كجا
..........................
جان به پيشش در سجود از خاك ره بد بيشتر * عقل ديوانه شده نعره زنان كه مرحبا
..........................
جيبها بشكافته آن خويشتن داران ز عشق * دل سبك مانند كاه و رويها چون كهربا
..........................
عالمي كرده خرابه از براي يك كرشم * وز خمار چشم نرگس عالمي ديگر هبا
..........................
هوشياران سرفكنده جمله خود از بيم و ترس * پيش او صفها كشيده بي دعا و بي ثنا
..........................
وانك مستان خمار جادوي اويند نيز * چون ثنا گويند كز هستي فتادستند جدا
..........................
من جفاگر بي وفا جستم كه هم جامم شود * پيش جام او بديدم مست افتاده وفا
..........................
ترك و هندو مست و بدمستي همي كردند دوش * چون دو خصم خوني ملحد دل دوزخ سزا
..........................
گه به پاي همدگر چون مجرمان معترف * مي فتادندي به زاري جان سپار و تن فدا
..........................
باز دست همدگر بگرفته آن هندو و ترك * هر دو در رو مي فتادند پيش آن مه روي ما
..........................
يك قدح پر كرد شاه و داد ظاهر آن به ترك * وز نهان با يك قدح مي گفت هندو را بيا
..........................
ترك را تاجي بسر كايمان لقب دادم ترا * بر رخ هندو نهاده داغ كين كفرست ها
..........................
آن يكي صوفي مقيم صومعه پاكي شده * وين مقامر در خراباتي نهاده رختها
..........................
چون پديد آمد ز دور آن فتنه جانهاي حور * جام در كف سكر در سر روي چون شمس الضحي
..........................
ترس جان در صومعه افتاد زان ترسا صنم * مي كش و زنار بسته صوفيان پارسا
..........................
وان مقيمان خراباتي از آن ديوانه تر * مي شكستند خمها و مي فكندند چنگ و نا
..........................
شور و شر و نفع و ضر و خوف و امن و جان و تن * جمله را سيلاب برده مي كشاند سوي لا
..........................
نيم شب چون صبح شد آواز دادند موذنان * ايها العشاق قوموا و استعدوا للصلا
..........................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 1:57  توسط بهنام کشانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود

در طـــلب زن دايما تو هر دو دست
كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت

لنگ و لوك و خفته‌شكل و بـي‌ادب
سوي او مي‌غـيژ و او را مي‌طــلب
----------------------------------------------
هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد
ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد


هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي
سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي


اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف
جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف

پیوندهای روزانه
فرهنگ لغت معین و دهخدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/12/22 - 87/12/30
87/12/08 - 87/12/14
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/09/22 - 87/09/30
87/07/01 - 87/07/07
87/06/22 - 87/06/31
87/06/05 - 87/06/21
87/06/08 - 87/06/14
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/04/05 - 87/04/21
87/03/22 - 87/03/31
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/08 - 87/01/14
87/01/01 - 87/01/07
86/12/22 - 86/12/29
86/12/05 - 86/12/21
86/12/08 - 86/12/14
86/12/01 - 86/12/07
آرشیو موضوعی
غزلیات
مباحثی در عرفان و مولانا
اخبار مرتبط با مولانا
پیوندها
زندگی خیلی زیباست
آوای چنگ
وبلاگینا
نقطه ته خط
کاملترین مرجع شعرها و عکس های عاشقانه
صدای سخن عشق
هر چی دلم بخواد
شیدایی
دل پناه
دل و دلدار
عالَم در طواف عشق است
مردی و مردونگی
زندگی زیباست
عاشق کوچک
گلهاااااااا......
دل تنها
نغمه دل
اشک های آسمان
ترنم باران
سیمرغ عشق
ستاره خاموش
حفاظ تلخ تنهایی
فریدون
بوی گل نرگس
سکوتی که میشنوید صدای فریاد من است
راز گل سرخ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
ادب کهن سرزمینم پارس
آسمان آبی
پلاس ديتا
وزن بودن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

Molananews.com