![]() |
![]() |
|
| هر روز یک غزل از مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا |
|
سلام و درود
با عرض شرمندگی خدمت دوستان عزیز بابت اینکه چند روز وبلاگ را آپدیت نکردم. به همین علت امشب یک غزل و یک مقاله درباره مولانا قرار می دهم. غزل را در همین مطلب و مقاله را در مطلب بعدی (در اینجا مطلب پایین) قرار می دهم. هرك آتش من دارد او خرقه ز من دارد * زخمي چون حسينستش جامي چو حسن دارد .......................... عم نيست اگر ماهش افتاد در اين چاهش * زيرا رسن زلفش در دست رسن دارد .......................... نفس ارچه كه زاهد شد او راست نخواهد شد * گر راستيي خواهي آن سرو چمن دارد .......................... صد مه اگر افزايد در چشم خوشش نايد * با تنگي چشم او كان خوب ختن دارد .......................... از عكس ويست اي جان گر چرخ ضيا دارد * يا باغ گل خندان يا سرو و سمن دارد .......................... گر صورت شمع او اندر لگن غيرست * بر سقف زند نورش گر شمع لگن دارد .......................... گر با دگراني تو در ما نگراني تو * ما روح صفا داريم گر غير بدن دارد .......................... بس مست شدست اين دل وز دست شدست اين دل * گر خرد شدست اين دل زان زلف شكن دارد .......................... شمس الحق تبريزي شاه همه شيرانست * در بيشه جان ما آن شير وطن دارد .......................... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 1:32 توسط بهنام کشانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود در طـــلب زن دايما تو هر دو دست كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت لنگ و لوك و خفتهشكل و بـيادب سوي او ميغـيژ و او را ميطــلب ---------------------------------------------- هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف |
| پیوندهای روزانه |
|
فرهنگ لغت معین و دهخدا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
غزلیات مباحثی در عرفان و مولانا اخبار مرتبط با مولانا |
|
RSS
|