تبليغاتX
غزلیات مولانا - غزل سی و هفتم
هر روز یک غزل از مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا
سلام و درود
با عرض شرمندگی خدمت همه دوستان عزیز.
باور کنید خیلی سرم شلوغ بوده.
از همه دوستانی که سر می زنند و نمی تونم بهشون سر بزنم عذر خواهی می کنم.
و اما غزل امروز:

دلارام نهان گشته ز غوغا * همه رفتند و خلوت شد برون آ
..........................
برآور بنده را از غرقه خون * فرح ده روي زردم را ز صفرا
..........................
كنار خويش دريا كردم از اشك * تماشا چون نيايي سوي دريا
..........................
چو تو در آينه ديدي رخ خود * از آن خوشتر كجا باشد تماشا
..........................
غلط كردم در آيينه نگنجي * ز نورت مي شود لاكل اشيا
..........................
رهيد آن آينه از رنج صيقل * ز رويت مي شود پاك و مصفا
..........................
تو پنهاني چو عقل و جمله از تست * خرابيها عمارتها بهر جا
..........................
هر آنك پهلوي تو خانه گيرد * به پيشش پست شد بام ثريا
..........................
چه باشد حال تن كز جان جدا شد * چه عذر آرد كسي كز تست عذرا
..........................
چه ياري يابد از ياران همدل * كسي كز جان شيرين گشت تنها
..........................
به از صبحي تو خلقان را بهر روز * به از خوابي ضعيفان را به شبها
..........................
ترا در جان بديدم باز رستم * چو گمراهان نگويم زير و بالا
..........................
چو در عالم زدي تو آتش عشق * جهان گشتست همچون ديك حلوا
..........................
همه حسن از تو بايد ماه و خورشيد * همه مغز از تو بايد جدي و جوزا
..........................
بدان شد شب شفا و راحت خلق * كه سوداي توش بخشيد سودا
..........................
چو پروانه ست خلق و روز چون شمع * كه از زيب خودش كردي تو زيبا
..........................
هر آن پروانه كه شمع ترا ديد * شبش خوشتر ز روز آمد به سيما
..........................
همي پرد به گرد شمع حسنت * به روز و شب ندارد هيچ پروا
..........................
نمي يارم بيان كردن ازين بيش * بگفتم اين قدر باقي تو فرما
..........................
بگو باقي تو شمس الدين تبريز * كه به گويد حديث قاف عنقا
..........................

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 0:18  توسط بهنام کشانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود

در طـــلب زن دايما تو هر دو دست
كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت

لنگ و لوك و خفته‌شكل و بـي‌ادب
سوي او مي‌غـيژ و او را مي‌طــلب
----------------------------------------------
هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد
ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد


هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي
سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي


اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف
جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف

پیوندهای روزانه
فرهنگ لغت معین و دهخدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/04/05 - 87/04/21
87/03/22 - 87/03/31
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/08 - 87/01/14
87/01/01 - 87/01/07
86/12/22 - 86/12/29
86/12/05 - 86/12/21
86/12/08 - 86/12/14
86/12/01 - 86/12/07
آرشیو موضوعی
غزلیات
مباحثی در عرفان و مولانا
اخبار مرتبط با مولانا
پیوندها
زندگی خیلی زیباست
آوای چنگ
وبلاگینا
نقطه ته خط
کاملترین مرجع شعرها و عکس های عاشقانه
صدای سخن عشق
هر چی دلم بخواد
شیدایی
دل پناه
دل و دلدار
عالَم در طواف عشق است
مردی و مردونگی
زندگی زیباست
عاشق کوچک
گلهاااااااا......
دل تنها
نغمه دل
اشک های آسمان
ترنم باران
سیمرغ عشق
ستاره خاموش
حفاظ تلخ تنهایی
فریدون
بوی گل نرگس
سکوتی که میشنوید صدای فریاد من است
راز گل سرخ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
ادب کهن سرزمینم پارس
آسمان آبی
پلاس ديتا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

Molananews.com