تبليغاتX
غزلیات مولانا - غزل سی و نهم
هر روز یک غزل از مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا
ندا رسيد به جانها ز خسرو منصور * نظر به حلقه مردان چه مي كنيد از دور
..........................
چو آفتاب برآمد چه خفته اند اين خلق * نه روح عاشق روزست و چشم عاشق نور
..........................
درون چاه ز خورشيد روح روشن شد * ز نور خارش پذرفت نيز ديده كور
..........................
بجنب بر خود آخر كه چاشتگاه شدست * از آنك خفته چو جنبيد خواب شد مهجور
..........................
مگو كه خفته نيم ناظرم به صنع خدا * نظر به صنع حجابست از چنان منظور
..........................
روان خفته اگر داندي كه در خوابست * از آنچ ديدي ني خوش شدي و ني رنجور
..........................
چنانك روزي در خواب رفت گلخن تاب * به خواب ديد كه سلطان شدست و شد مغرور
..........................
بديد خود را بر تخت ملك و از چپ و راست * هزار صف ز امير وز حاجب و دستور
..........................
چنان نشسته بر آن تخت او كه پنداري * در امر و نهي خداوند بد سنين و شهور
..........................
ميان غلغله و دار و گير و بردا برد * ميان آن لمن الملك و عزت و شر و شور
..........................
درآمد از در گلخن به خشم حمامي * زدش بپاي كه برجه نه مرده اي در گور
..........................
بجست و پهلوي خود ني خزينه ديد و نه ملك * ولي خزينه حمام سرد ديد و نفور
..........................
بخوان ز آخر ياسين كه صيحه فاذا * تو هم به بانگي حاضر شوي ز خواب غرور
..........................
چه خفته ايم و ليكن ز خفته تا خفته * هزار مرتبه فرقست ظاهر و مستور
..........................
شهي كه خفت ز شاهي خود بود غافل * خسي كه خفت ز ادبير خود بود معذور
..........................
چو هر دو باز ازين خواب خويش باز آيند * به تخت آيد شاه و به تخته آن مقهور
..........................
لباب قصه بماندست و گفت فرمان نيست * نگر بدانش داود و كوتهي زبور
..........................
مگر كه لطف كند باز شمس تبريزي * وگر نه ماند سخن در دهن چنين مقصور
..........................

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 10:4  توسط بهنام کشانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود

در طـــلب زن دايما تو هر دو دست
كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت

لنگ و لوك و خفته‌شكل و بـي‌ادب
سوي او مي‌غـيژ و او را مي‌طــلب
----------------------------------------------
هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد
ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد


هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي
سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي


اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف
جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف

پیوندهای روزانه
فرهنگ لغت معین و دهخدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/04/05 - 87/04/21
87/03/22 - 87/03/31
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/08 - 87/01/14
87/01/01 - 87/01/07
86/12/22 - 86/12/29
86/12/05 - 86/12/21
86/12/08 - 86/12/14
86/12/01 - 86/12/07
آرشیو موضوعی
غزلیات
مباحثی در عرفان و مولانا
اخبار مرتبط با مولانا
پیوندها
زندگی خیلی زیباست
آوای چنگ
وبلاگینا
نقطه ته خط
کاملترین مرجع شعرها و عکس های عاشقانه
صدای سخن عشق
هر چی دلم بخواد
شیدایی
دل پناه
دل و دلدار
عالَم در طواف عشق است
مردی و مردونگی
زندگی زیباست
عاشق کوچک
گلهاااااااا......
دل تنها
نغمه دل
اشک های آسمان
ترنم باران
سیمرغ عشق
ستاره خاموش
حفاظ تلخ تنهایی
فریدون
بوی گل نرگس
سکوتی که میشنوید صدای فریاد من است
راز گل سرخ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
ادب کهن سرزمینم پارس
آسمان آبی
پلاس ديتا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

Molananews.com