تبليغاتX
غزلیات مولانا - غزل چهل و هشتم
غزل مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا
با سلام درود
قبل از هر چیز باید از همه دوستان و بازدید کنندگان و کسانی که نظر دادن عذر خواهی کنم بخاطر وقفه ای که در آپ کردن بوجود آمد.چند وقتی بود مشکل داشتم با کامپیوترم از امروز دوباره سعی می کنم هر روز آپ کنم.


جانا بيار باده كه ايام مي رود * تلخي غم به لذت آن جام مي رود

..........................

جامي كه عقل و روح حريف و جليس اوست * ني نفس كوردل كه سوي دام مي رود

..........................

با جام آتشين چو تو از در درآمدي * وسواس و غم چو دود سوي بام مي رود

..........................

گر بر سرت گلست مشويش شتاب كن * بر آب و گل بساز كه هنگام مي رود

..........................

آن چيز را بجوش كه او هوش مي برد * وان خام را بپز كه سخن خام مي رود

..........................

زان باده داده اي تو به خورشيد و ماه و چرخ * هر يك بدان نشاط چنين رام مي رود

..........................

والله كه ذره نيز از آن جام بي خودست * از كرم مست گشته به اكرام مي رود

..........................

آرام بخش جان را زان مي كه از تفش * صبر و قرار و توبه و آرام مي رود

..........................

چون بوي وي رسد به خماران بود چنانك * آن مادر رحيم بر ايتام مي رود

..........................

امروز خاك جرعه مي سير سير خورد * خورشيدوار جام كرم عام مي رود

..........................

سوي كشنده آيد كشته چنانك زود * خون از بدن به شيشه حجام مي رود

..........................

چون كعبه كه رود به در خانه ولي * اين رحمت خداي به ارحام مي رود

..........................

تا مست نيست از همه لنگان سپس ترست * در بي خودي به كعبه به يك گام مي رود

..........................

تا با خودست راز نهان دارد از ادب * چون مست شد چه چاره كه خودكام مي رود

..........................

خاموش و نام باده مگو پيش مرد خام * چون خاطرش به باده بدنام مي رود

..........................

 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 12:35  توسط بهنام کشانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود

در طـــلب زن دايما تو هر دو دست
كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت

لنگ و لوك و خفته‌شكل و بـي‌ادب
سوي او مي‌غـيژ و او را مي‌طــلب
----------------------------------------------
هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد
ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد


هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي
سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي


اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف
جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف

پیوندهای روزانه
فرهنگ لغت معین و دهخدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/12/22 - 87/12/30
87/12/08 - 87/12/14
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/09/22 - 87/09/30
87/07/01 - 87/07/07
87/06/22 - 87/06/31
87/06/05 - 87/06/21
87/06/08 - 87/06/14
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/04/05 - 87/04/21
87/03/22 - 87/03/31
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/08 - 87/01/14
87/01/01 - 87/01/07
86/12/22 - 86/12/29
86/12/05 - 86/12/21
86/12/08 - 86/12/14
86/12/01 - 86/12/07
آرشیو موضوعی
غزلیات
مباحثی در عرفان و مولانا
اخبار مرتبط با مولانا
پیوندها
زندگی خیلی زیباست
آوای چنگ
وبلاگینا
نقطه ته خط
کاملترین مرجع شعرها و عکس های عاشقانه
صدای سخن عشق
هر چی دلم بخواد
شیدایی
دل پناه
دل و دلدار
عالَم در طواف عشق است
مردی و مردونگی
زندگی زیباست
عاشق کوچک
گلهاااااااا......
دل تنها
نغمه دل
اشک های آسمان
ترنم باران
سیمرغ عشق
ستاره خاموش
حفاظ تلخ تنهایی
فریدون
بوی گل نرگس
سکوتی که میشنوید صدای فریاد من است
راز گل سرخ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
ادب کهن سرزمینم پارس
آسمان آبی
پلاس ديتا
وزن بودن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

Molananews.com