تبليغاتX
غزلیات مولانا - غزل پنجاه و سوم
غزل مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا
مرا چون تا قيامت يار اينست * خراب و مست باشم كار اينست
..........................
ز كار و كسب ماندم كسبم اينست * رخا زر زن ترا دينار اينست
..........................
نه عقلي ماند و ني تميز و ني دل * چه چاره فعل آن ديدار اينست
..........................
گل صد برگ ديد آن روي خوبش * به بلبل گفت گل گلزار اينست
..........................
چو خوبان سايهاي طير غيبند * به سوي غيب آ طيار اينست
..........................
مكرر بنگر آن سو چشم مي مال * كه جان را مدرسه و تكرار اينست
..........................
چو لب بگشاد جانها جمله گفتند * شفاي جان هر بيمار اينست
..........................
چو يك ساغر ز دست عشق خوردند * يقينشان شد كه خود خمار اينست
..........................
گرو كردي به مي دستار و جبه * سزاي جبه ودستار اينست
..........................
خبر آمد كه يوسف شد به بازار * هلا كو يوسف ار بازار اينست
..........................
فسوني خواند و پنهان كرد خود را * كمينه لعب آن طرار اينست
..........................
ز ملك و مال عالم چاره دارم * مرا دين و دل و ناچار اينست
..........................
ميان گر پيش غير عشق بندم * مسيحي باشم و زنار اينست
..........................
بگرد حوض گشتم در فتادم * جزاي آنچنان كردار اينست
..........................
دلا چون در فتادي در چنين حوض * ترا غسل قيامت وار اينست
..........................
رخ شه جسته اي شهمات اينست * چو دزدي كردي اي دل دار اينست
..........................
مشين با خود نشين با هر كه خواهي * ز نفس خود ببر اغيار اينست
..........................
خمش كن خواجه لاغ پار كم گو * دلم پاره ست و لاغ پار اينست
..........................
خمش باش و درين حيرت فرو رو * بهل اسرار را كاسرار اينست
..........................

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 1:25  توسط بهنام کشانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود

در طـــلب زن دايما تو هر دو دست
كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت

لنگ و لوك و خفته‌شكل و بـي‌ادب
سوي او مي‌غـيژ و او را مي‌طــلب
----------------------------------------------
هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد
ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد


هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي
سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي


اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف
جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف

پیوندهای روزانه
فرهنگ لغت معین و دهخدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/12/22 - 87/12/30
87/12/08 - 87/12/14
87/12/01 - 87/12/07
87/11/22 - 87/11/30
87/09/22 - 87/09/30
87/07/01 - 87/07/07
87/06/22 - 87/06/31
87/06/05 - 87/06/21
87/06/08 - 87/06/14
87/06/01 - 87/06/07
87/05/22 - 87/05/31
87/04/05 - 87/04/21
87/03/22 - 87/03/31
87/03/08 - 87/03/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/02/05 - 87/02/21
87/02/08 - 87/02/14
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/08 - 87/01/14
87/01/01 - 87/01/07
86/12/22 - 86/12/29
86/12/05 - 86/12/21
86/12/08 - 86/12/14
86/12/01 - 86/12/07
آرشیو موضوعی
غزلیات
مباحثی در عرفان و مولانا
اخبار مرتبط با مولانا
پیوندها
زندگی خیلی زیباست
آوای چنگ
وبلاگینا
نقطه ته خط
کاملترین مرجع شعرها و عکس های عاشقانه
صدای سخن عشق
هر چی دلم بخواد
شیدایی
دل پناه
دل و دلدار
عالَم در طواف عشق است
مردی و مردونگی
زندگی زیباست
عاشق کوچک
گلهاااااااا......
دل تنها
نغمه دل
اشک های آسمان
ترنم باران
سیمرغ عشق
ستاره خاموش
حفاظ تلخ تنهایی
فریدون
بوی گل نرگس
سکوتی که میشنوید صدای فریاد من است
راز گل سرخ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
ادب کهن سرزمینم پارس
آسمان آبی
پلاس ديتا
وزن بودن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

Molananews.com