![]() |
![]() |
|
| غزل مولانا (دیوان شمس) و سیری در عرفان و شخصیت مولانا |
|
بيدار شو بيدار شو هين رفت شب بيدار شو * بيزارشو بيزارشو وز خويش هم بيزار شو
.......................... در مصر ما يك احمقي نك مي فروشد يوسفي * باور نمي داري مرا اينك سوي بازار شو .......................... بي چون ترا بي چون كند روي ترا گلگون كند * خار از كفت بيرون كند وانگه سوي گلزار شو .......................... مشنو تو هر مكر و فسون خون را چرا شويي به خون * همچون قدح شو سرنگون وانگاه دردي خوارشو .......................... در گردش چوگان او چون گوي شو چون گوي شو * وز بهر نقل كركسش مردارشو مردارشو .......................... آمد نداي آسمان آمد طبيب عاشقان * خواهي كه آيد پيش تو بيمارشو بيمارشو .......................... اين سينه را چون غار دان خلوتگه آن يار دان * گر يار غاري هين بيا در غار شو در غار شو .......................... تو مرد نيك ساده اي زر را به دزدان داده اي * خواهي بداني دزد را طرار شو طرار شو .......................... خاموش وصف بحر و در كم گوي در درياي او * خواهي كه غواصي كني دم دارشو دم دارشو .......................... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 1:7 توسط بهنام کشانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گر گــــــــــــــران و گر شتابنده بـود
آنك جويـــــــــــــــندست يابنده بود در طـــلب زن دايما تو هر دو دست كه طـــــــلب در راه نيكو رهبرسـت لنگ و لوك و خفتهشكل و بـيادب سوي او ميغـيژ و او را ميطــلب ---------------------------------------------- هر كـــــــــــــجا بوي خوش آيد بو بريد ســـــــــوي آن سر كاشناي آن سريد هر كجــــــــــا لطفي ببيني از كسي سوي اصـــــــل لطف ره يابي عسي اين همه خوشـــها ز درياييست ژرف جزو را بگرار و بر كــــــــــــــل دار طرف |
| پیوندهای روزانه |
|
فرهنگ لغت معین و دهخدا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
غزلیات مباحثی در عرفان و مولانا اخبار مرتبط با مولانا |
|
RSS
|